9ماهگیت و پیشرفتهات
سلام مرد کوچکم
بازم وقت کردم و ٱمدم سراغ وبت
تا یک پست جدید از کارها و پیشرفت هاتو ثبت کنم
الان ساعت 10شبه
باباجونی و نگاری خوابیدن
تو هم داخل سالن کنارم دراز کشیدی
و مثل من خواب داریو خوابت نمیبره😕😪😪😀
و داری موها و صورتمو چنگ میندازی ونمیزاری بنویسم😀👶
امشب شب سال نو هست 🎇🎆
و انشاللـــه فردا ساعت 11:28:40 لحظه تحویله ساله
و اما در ادامه مروری براین ماه
شروع ۹ ماهگی چهار دست وپا رفتنو افتتاع کردی😄
اینقدر بامزه دست و پا میکنی ازین اطاق ب اون اطاق
کیف میکنم میبینمت.. عاشقــــتم بخدا فرشته کوچکــــمممم💑
اواخر این ماه 9 داری بوسیله دیوار
مبل کمد صندلی یا خلاصه بقیه وسایل ایستاده میشی
و چند قدم راه میری
و اینکه هنوز هیچی از دندونات در نیامـــــده😞
خیــــــــلی شیرینتر و بامزه تر شــــــدی
هر روز ازت مدلهای مختلف عکس میگیرم
شــــدی سوژه عکاســـــــیم📷📸
موضوعی دیگر رو به عرض برسانم
اینست که
از شش ماهگی تا همین اواخر نه ماهگی
یعنی خیــــــلی اذیتم کردی سابقه نداشت
نه به اون همه ٱروم بودن بعد تولد تا شش ماهگی
نه ب این سه ماه ٲخر
نمیدانم دلیلش دندونات بود چی بود
البته فصل بدی هم بود همش سرماخورده بودی
بینیت بند میشد
مخصوصا شبها میخوابیدی نمیتونستی نفس بکشی
قطره میزدم تاثیر نداشت و بدترهم میشـــــــد
باز بیدار میشدی و شروع میکردی به گریه
شبها شاید تا صبح 10بار بیدار میشدی
منم حســــــٱبی خسته و کم خواب
خداروشکـــر ده روزیه بهتر شدی ٱرومتر شدی
مروری برعکسهای 9ماهگیــــت






9ماهگیت و پیشرفتهات 

